تبليغاتX
کشکول

سلام

خوبید ؟

 مدرسه ، کلاس ، زنگ تفریح و هیاهوی بچّه ها تموم شد ؛ و دانش آموزان کلاس اوّل مجتمع امام حسین (ع) اسلام آباد  پاکستان نیز مثل تمام کلاس اوّلی ها با سواد شدند .

به شکرانه ی این نعمت به در گاه خدای مهربون ، و برای این که بچّه ها سوادشون را به رخ دیگران بکشند ما هم جشن الفبا یا جشن با سوادی را هم زمان با مراسم پایانی مجتمع در ساعت 30 / 21 و در تاریخ 30 / 2 1388 برگزار کردیم .

کلاس اوّلی ها برنامه های گوناگون و شادی را اجرا کردند که خلاصه ی آن را همراه با تصاویر آن تقدیم می کنم .

برنامه ی نخست روخوانی از قرآن بود که در تصویر ملاحظه می فرمایید .

 پس از آن دانش آموزان شعر زیبا و به یاد ماندنی  ما گل های خندانیم از مرحوم عباس یمینی شریف را هم خوانی کردند .

 با هم این شعر خاطره انگیز را زمزمه می کنیم :

ما گلهای خندانیم

فرزندان ایرانیم


  ما سرزمین خود را

مانند جان می دانیم


ما باید دانا باشیم

هوشیار و بینا باشیم


از بهر حفظ ایران 

باید توانا باشیم


آباد باش ای ایران

آزاد باش ای ایران


از ما فرزندان خود

دلشاد باش ای ایران

 

پس از آن یکی از دانش آموزان از روی باب هشتم ازگلستان سعدی متنی را خوانده و مورد تشویق حضار قرار گرفت .

خواندن دل نوشته ها که موضوع آن " نامه ای به خدا " بود برنامه ی بعدی بود که آن ها یک به یک اجرا کردند . یکی از خوبی های با سواد شدن این است که حرف هایی را که بچه ها جرأت بیان شفاهی آن را ندارند  را در نامه هایشان بیان کردند .

تصویری از یکی از این نامه ها :

 نمایش" کی بود کی بود من نبودم " برنامه ی شاد بعدی بود که به زیبایی اجرا شد .

 

 

شعر الفبا ، لطیفه گویی ، نمایش فیلم از روند سواد آموزی بچه ها و ... برنامه های دیگری بودند که اجرا شد .

در پایان هم برش کیک جشن الفبا توسط بچّه ها انجام شد که بازار عکس های یادگاری هم داغ بود !

+ نوشته شده توسط درویش در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 و ساعت 23:35 |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط درویش در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 و ساعت 11:56 |
سلام . این عکس چه میوه ایست ؟

 

+ نوشته شده توسط درویش در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 و ساعت 12:14 |
 سلام . خوبید ؟

چند تا عکس زیبا می گذارم ! ( البته از نظر خودما  تا نظر شما چی باشه ) .تقدیم به دوستداران طبیعت به ویژه دوست خوبم جناب آقای چشمی که مرا مورد لطف خود قرار دادند .

باور می کنید که این تصویری از گل یک درخت باشه ؟ جالبه ؟

این را در ولی پارک ثبت کردم !

........................................................................................

 

فکر کنم بگم بدون شرح بهتره نه ؟

..........................................................

با این که باد به شدت می وزید ولی تونستم این لحظه را شکار کنم ! 

...........................................................................................

 

پس از یک بارندگی شدید !

که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد !

عزیز نظرت را بنویس خوب ؟

 

+ نوشته شده توسط درویش در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:59 |
سلام .  خوبید ؟

یک نمونه سوال ریاضی  پایه اول  ابتدایی نوبت پایانی این جا قرار می دم ؛ امیدوارم بکار بخوره .

برای  مشاهده ی تمام صفحه رو اون کلیک  کنید .

 

 

 

امیدوارم  این روزای خاطره انگیز پایان  مدرسه و کلاس را به خوبی و خوشی بگذرانید !

 

+ نوشته شده توسط درویش در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:54 |
سلام دوستان ؛

معمولاً رسم است که وقتی کسی به مسافرت رفت  ، پس از بازگشت دیدنی ها ، شنیده ها و خاطرات تلخ و شیرین خود را برای دوستان و آشنایان تعریف می کند و دیگران هم در این سفر با او همسفر می شوند . از قدیم هم این رسم خوب وجود داشته است.

به قول سعدی نازنین :

دریغ آمدم زان همه بوستان     تهی دست رفتن سوی دوستان

سفر نامه نویسان بزرگی بوده اند و هستند که کوله باری از دیدنی ها ، و  خاطرات خود را به رشته ی تحریر در آورده تا کسانی که امکان این گشت و گذار برایشان فراهم نیست و یا قصد عزیمت به آن سرزمین ندیده را دارند با آن جا آشنا شوند . هم چنین سفر نامه سند خوبی است برای آیندگانی که هنوز نیامده اند ؛ و بعدها خواهند دانست که مردم فلان سرزمین چگونه می زیسته اند ؛ چه زبانی داشته اند ؛ رسوم و سنن آن ها چه بوده است .

نام  ابن بطوطه  ، ناصر خسرو  و حمدالله مستوفی با سفرنامه عجین شده است . وقتی سفر نامه ی گذشتگان را مطالعه می کنید ، زمان برایتان به عقب بر می گردد و شما خود را در آن برهه از زمان و نیز آن سرزمین می بینید . فلان شهر تا بهمان روستا چند فرسخ  فاصله دارد ؛ محدوده ی آن شهر چند جریب است  ؛ واین قلعه ، فلان ذرع دارد .

ناصر خسرو چنان  به خوبی آن چه را که دیده و شنیده وصف می کند که وقتی یک عکاس هنرمند عکس های خود  را به تماشا می گذارد .

به نمونه ای از شرح ناصر خسرو در وصف شهر اصفهان توجه کنید :

" شهرى است بر هامون نهاده، آب و هوايى خوش دارد و هر جا که ده گز چاه فرو برند، آبى سرد و خوش بيرون آيد. و شهر ديوارى حصين دارد و دروازه‌ها و جنگ‌گاه‌ها ساخته و بر همه بارو و کنگره ساخته. و در شهر جوى‌هاى آب روان و بناهاى نيکو و مرتفع. و در ميان شهر مسجد آدينه بزرگ و نيکو . و باروى شهر را گفتند سه فرسنگ و نيم است و اندرون شهر همه آبادان، که هيچ از وى خراب نديدم، و بازارهاى بسيار، و بازارى ديدم از آن صرافان که اندر او دويست مرد صراف بود و هر بازارى را دربندى و دروازه‌اى و همه‌ى محله‌ها و کوچه‌ها را همچنين دربندها و دروازه‌هاى محکم و کاروانسراهاى پاکيزه بود. و کوچه‌اى بود که آن را کوطراز مى‌گفتند و در آن کوچه پنجاه کاروانسراى نيکو و در هر يک بياعان و حجره‌داران بسيار نشسته. و اين کاروان که ما با ايشان همراه بوديم يک هزار و سى‌صد خروار بار داشتند که در آن شهر رفتيم ، هيچ بازديد نيامد که چگونه فرود آمدند که هيچ جا تنگى نبود و تعذر مقام و علوفه."

سفر نامه گنجینه ی ارزشمندی است از اطلاعات جغرافیایی و مردم شناسی که ما را با سنن و آداب ، مذاهب ، تغذیه ، لباس و پوشش ، نوع زبان ، پیشه و صنعت و ..... اقوام مختلف آشنا می سازد .

همان طور که پیش تر رفت بزرگانی مانند ناصر خسرو چنان جزییات را وصف کرده اند که خواننده خود را در آن فضا و شرایط احساس می کند . ولی من مطمئن هستم که اگر در آن روزگاران نیز دوربین عکاسی وجود داشت ، ناصر خسرو و ابن بطوطه هم  خود را از آن محروم نمی کردند ، و بنا بر مثل شنیدن کی بود مانند دیدن ، سفر نامه ی خود را با عکس هایشان گویاتر می کردند .

غرض نقشی است کز ما جای ماند

خداوند به من و خانواده ام توفیق داد که در مأموریت به پاکستان توانسته ایم دو مسافرت به هندوستان داشته باشیم . سفر اول فروردین 1386 و سفر بعدی تیر ماه 1387 بود .

وقتی زبان خموش باشد  و قلم نارسا ، دوربین به سخن می آید . سفر نامه ی من بیشتر به نمایش گذاشتن تصاویر است با اندکی  نیز توضیح .

در این دو سفر همراه و همسفر بودیم با دوست و همکار خوبم آقای نیک زاد و خانواده ی محترم ایشان ، که واقعاً رفیق شفیق ما بودند . خداوند ایشان را در پناه خود نگاه داراد .

همان گونه که پیش تر رفت ، این فقط یک گزارش تصویری است از سفر به هند و نه سفرنامه ای که در ذهن دارید .

از این که با ما هم سفر شده اید خوش حالیم .

همان طور که می دانید پاکستان و هند هم مرز هستند و از چند نقطه ی مرزی از جمله مرز مظفر آباد و واگا امکان تردد وجود دارد . از مظفر آباد  به دلیل کشمکش سیاسی مابین هند و پاکستان (نزاع کشمیر ) تردد برای خارجی ها امکان پذیر نیست ؛ و بهترین گزینه ی باقی مانده همان مرز واگا wagah border)   ) است . برای رفتن به این نقطه ی مرزی باید به شهر لاهور رفت . لاهور مرکز فرهنگی پاکستان با سابقه ی بسیار درخشان در علم و ادب زبان فارسی .

شهر لاهور به واسطه وجود بناهای پر شکوه تاریخی به جای مانده از امپراتوری مغول و ساختمانهای جدید با معماری نوین و متفاوت با گذشته کماکان مرکز فرهنگی و تاریخی کشور پاکستان محسوب می شود  . شهر لاهور در بخش شرقی پاکستان و در حدود 25 کیلومتری مرز هند و در استان پنجاب قرار دارد . آب و هوا در این شهر در زمستانها معتدل است و تابستانهای بسیار گرم دارد پوشش گیاهی این شهر به علت بارانهای موسمی و هوای گرم زیاد است و همیشه سبز می باشد.

من با توجه به عکس های موجود ، هر دو سفر را در یک جا جمع نموده تقدیم دوستان می کنم .

۱-   مرز واگا . این مرز از حدود ساعت 8 باز شده و پس از طی مراحل و تشریفات قانونی و کنسولی  در گمرک پاکستان ،از مرز گذشته وارد هند می شویم .

این تصویر ( باب آزادی) دروازه ی  پاکستان  را نمایش می دهد ؛ که بر بالای آن عبارت  پاکستان کا مطلب کیا لااله الاالله محمد رسول الله  جلوه نمایی می کند .

 

...................................................................................................

 ۲ـ باربران هندی وسایلمان را از باربران پاکستانی تحویل می گیرند  . یک سفر خانوادگی و وسایل لازم برای یک اقامت یک هفته ای .

 

........................................................................................

۳ـ این تصویر نیز دروازه ی هند را به نمایش می گذارد . به زبان انگلیسی و هندی ( دیوناگری ) کلمه ی هند نوشته شده است . از پاکستان خارج شده ایم و در حال گذشتن از دروازه ی هند .

 

...........................................................................................

۴  ـ تصویری از مراسم پرچم دو کشور در واگا باردر.

واگا باردر( wagah border ) این جاست . نمایش قدرت و غلبه ی احساس و هیجان.

در این جا در بعد از ظهرها سربازان پاکستانی و هندی هر کدام در مرز خود با شور و حرارت خاصی به اجرای رژه و نمایش نظامی می پردازند. هزاران تن ازمردم دو کشورنیز بر روی سکو ها با شور و احساس وطن پرستانه سربازان کشور خود را تشویق می کنند . در یک طرف مردم هند  شعار زنده باد ایندیا (هند ) سر می دهند . و در طرف دیگرهم مردم پاکستان فریاد پاکستان زنده باد را با صدای هر چه رساتر به گوش طرف مقابل می رسانند.

 

..........................................................................................

 

۵  ــ  ( golden temple )یا معبد طلایی در آمریتسار ؛  بزرگ ترین معبد سیک ها در جهان . این شهر همسایه ی شهر مرزی لاهور است .

 

................................................................................................

  ۶ـ دروازه ی هند ( india gate ) در دهلی واقع است . این بنا در میدان بسیار وسیعی  به یادبود 90 هزار سرباز هندی کشته شده در جنگ جهانی اول ساخته شده است . نام این سربازان بر دیوارهای این بنا نوشته شده است . بعد از ظهر ها تا پاسی از شب گذشته ، مردم این جا به تفریح و استراحت می پردازند . کودکان نیز به بازی و سرگرمی مشغولند . به نوعی این محل به یک پارک تفریحی برای خانواده ها تبدیل شده است .

 

...................................................................................................

۷  ـ قلعه ی سرخ  به هندی لال قلعه (red fort  ) در دهلی . ( نمای بیرونی )

در هند آن چنان که هست چندتا از این قلعه ها وجود دارد ، از جمله در دهلی و آگرا .

همان طور که از نام این قلعه بر می آید و نیز مشاهده می فرمایید ، رنگ دیوارها سرخ است و این به دلیل استفاده از سنگ ماسه های سرخ رنگ در ساخت این قلعه است .

این قلعه را می توان بزرگ ترین مرکز جلب توریست در دهلی بر شمرد ، امّا به نظر من این قلعه در برابر عظمت قلعه ی آگرا بسیار کوچک است .

قلعه ی دهلی به دستور یکی از شاهان گورکانی  به نام شاه جهان وقتی که پایتخت را از آگره به دهلی منتقل کرد بنا شده است . در این قلعه تالار ها و بناهای فراوانی وجود دارد که بعضی به صورت عام استفاده می شده و بعضی نیز خاص .

 

........................................................................................

۸  ـ مسجد شاهی در دهلی ( جامع مسجد ) که از بزرگ ترین مساجد در هندوستان است . این مسجد نیزبه دستور شاه جهان ساخته شده و روبروی قلعه ی دهلی قرار گرفته است .

 ورود به این مسجد با کفش ممنوع بوده و زنان بدون حجاب می بایست از مأموران درب ورودی روسری گرفته و محجبه وارد شوند.

 

.................................................................................

 

۹ ـ در زمان گورکانیان  ( امپراتوری مغولی هند ) که از سال 1526 تا 1857 در شبه قاره حکمرانی کردند ؛ زبان و خط رسمی فارسی بوده است .

 این تصویر  القاب ، فرمان و تاریخ بنای این مسجد توسط شاه جهان که به زبان فارسی بالای یکی از سردرهای آن نوشته شده را نشان می دهد .

 

.......................................................................................

۱۰ـ آکشاردام بزرگ ترین معبد هندوها در جهان که این هم در دهلی  واقع است.

متأسفانه  به دلیل این که بازرسان و نگهبانان با دقت و وسواس خاصی  بازدید کننده ها را بازرسی بدنی می کردند امکان  بردن دوربین به داخل این معبد وجود نداشت . معبد آکشاردام ( Akshardham) در دهلی نو ( New delhi) نشانگر ۱۰،۰۰۰ سال از فرهنگ هند می باشد.

این معبد که آمیخته ای از تکنولوژی و معماری نوین می باشد توسط بیش از ۱۱،۰۰۰ کارگر و معمار هندی در تاریخ ۶ نوامبر سال ۲۰۰۵ میلادی ساخت آن پایان پذیرفت. این بنا هم اکنون یکی از جاذبه های توریستی کشور هند به شمار می رود.

سوار شدن بر قایق و گذشتن از مسیری که تاریخ 10000 ساله ی هند را بازسازی کرده بودند جالب بود .

 

.......................................................................................

۱۱ ـ قطب منار که بعد از ظهر یک روز گرم به بازدید این مجموعه رفتیم .

این منار در کنار مسجد قوه اسلام توسط قطب الدین ایبک بر روی خرابه های آیین جینیسم بر پا شده است . منار قطب یا قطب منار 5/72 متر ارتفاع داشته و دارای 399 پله ی سنگی است .

 

..........................................................................................

۱۲ ـ معبد آیین بهایی  موسوم به نیلوفر آبی ( Lotos temple  ). در دهلی .

بسیار وسیع و با فضایی سر سبز .

 

................................................................................................

۱۳ ـ  نمایی از یک ساختمان در شهر جیپور و تاکسی سه چرخه ای !

بد بخت واسه سیر کردنه شکم خودش و خانواده اش چقدر باید پا بزنه !

 

.................................................................................................

۱۴ ـ خانم های موتور سوار بر خلاف ایران و پاکستان  به وفور به چشم می آیند .

 

.............................................................................................

۱۵ ـ  در قسمتی از نمایشگاهی که در شهر جیپور برپا بود ، خانم های هندی برروی دست علاقه مندان با حنا نقش خاطره می زدند !

تصویر ، خانم های هندی را در حال کار بر روی دست دختر خانم اروپایی نشان می دهد .

 

..............................................................................................

۱۶ ـ هند ـ آگرا ـ تاج محل .

تاج محل نشانه ی تلفیق هنر ایران و هند یکی از زیباترین آثار معماری بشری است . بیشتر اساتید و معماران این بنای مرمرین ایرانی بوده اند .

تاج محل به دستور شاه جهان بر مزار همسر محبوبش ممتاز محل در کنار رود جمنا ایجاد شده است .

شاه جهان و ممتازمحل (همسر دوم شاه)در سال ۱۶۱۲ ازدواج کردند و ۱۸ سال با یکدیگر زندگی کردند و ثمره این ازدواج ۱۴ فرزند بود! . در یکی از حمله های جنگی شاه جهان در سال ۱۶۳۲ که ممتاز محل همراه شاه بود و در آخرین ماههای بار داری به سر می برد در اثر وضع حمل جان باخت ، این نوزاد چهاردهمین فرزندی بود که از ممتاز محل زائیده و دختر بود. هنگام وفات «ممتاز محل» ۳۹ سال بیشتر نداشت .وى از شوهرش درخواست کرد كه پس از وى زنی نگیرد و براى او مقبره‌اى بسازد كه  نام وى جاويد بماند.
مرگ ناگهانی «ممتاز محل» پادشاه را دچار غم و اندوه ساخت. شاه داغدیده پس از تفکر و تدبر تصمیم گرفت بنائی بر مزار محبوبش بسازد تا شاهدی بر عشقش باشد، از اینرو طراحان ، مهندسان و استادکاران را از گوشه و کنار دنیا گرد آورد تا آرامگاهی را بسازند که  به وسیله این بنای زیباو مجلل وعظیم همسرش را جاودانه کند . از اینرو آرامگاهی زیبا بر روی قبر او بنا نهاد. این آرامگاه میان سالهای ۱۰۴۹ تا ۱۰۶۵ هجری قمری برپا شد. شاه جهان جایگاهی را در کنار «رود جمنا» برای این معماری برگزید. وی قصد داشت برای خود نیز آرامگاهی در طرف  دیگر «رود جمنا» و برابر آن بسازد و این دو بنا را با پلی به یکدیگر متصل سازد به نشانه آنکه پیوند او و همسرش از جریان زمان هم در می‌گذرد. قرار بود که بر خلاف نمای تاج محل که از مرمر سفید بود، آرامگاه شاه از مرمر سیاه باشد. اما سرنوشت بر این شد که آرامگاه دوم هرگز برپا نشود و شاه در کنار همسرش آرام گیرد.

 شاه جهان را منظومه ایست فارسی در وصف این روضه ی مبارک که به سبک مثنوی سروده و چند بیت آن این است :

 زهي مرقد پاک بلقيس عهد                 که بانـوي آفاق را گشته  مهـد

 منور مقامي چـو باغ  بهشت              معطر چو فردوس عنبرسرشت

جواهر نگار است ديوار و در              هوا تازه و تر چـو آب  گهـر

بر اين بقعه ي پاک والا مقام               ترشح کنان ابر رحـمت  مدام

 ز رقّت به نظاره ي اين مزار              شود چشم خورشيد و مه اشکبار

نمود اين عمارت بنا روزگار               که ظاهر شود قدرت کردگار

۱۷ ـ آرامگاه شاه جهان و همسرش ممتاز محل

عکس برداری در این جا ممنوع بود ؛ ولی به هر صورت من یه عکس گرفتم . به دعواش می ارزید !

 

۱۸ ـ نمایی زیبا از تاج محل و رود جمنا که از فاصله ی دور و از قلعه ی سرخ انداختم .

این جا را کلیک کنید

موس را اگه رو تصویر ببرید تصویر  ۱۸۰ درجه چپ یا راست می گرده !

 

...................................................................................................................

۱۹ ـقلعه ی آگره که همچنین به حصار سرخ و لال قلعه نیز مشهور است - لال در زبان هندی به معنی قرمز است - توسط اکبر امپراتور بزرگ گورکانی ساخته شد. حیاط پر پیچ و خم، مسجد و تالار اختصاصی قلعه عظمت امپراتوری گورکانیان هند را منعکس می‌کند .

تصویری از یکی از شاه نشین های این قلعه که مخصوص اکبر شاه بوده و حیاط آن که  برای اجرای نمایش ها و نیز رقصنده ها در آن می رقصیدند .

 

............................................................................................

۲۰ ـ در بین راه دهلی و آگرا . کسب درآمد از راه ادا و اطوار میمون . سمت راست نیز تصویر مارگیری را می بینید که در دستش ابزار مارگیریست . کنار کفشش هم مار پیداست !

 

.......................................................................................

۲۱ ـ مرد فیل سوار در شهر جیپور که آهنگ رفتن به قلعه ی جیپور و فیل سواری را دارد .

 خسته نباشی دوست من .امیدوارم خیلی بد نبوده باشه .

 

 

 

+ نوشته شده توسط درویش در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:7 |

ای مگس عرصه ی سیمرغ نه جولانگه توست!!!

 

 این صحنه را در بین سبزه ها و گل های مدرسه  شکار کردم .

وقتی پروانه نباشه  عکس از مگس هم غنیمته !

+ نوشته شده توسط درویش در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:8 |

سلام دوستان

امیدوارم حالتون خوب باشه .چند روز پیش رفته بودیم  مراسم پرچم را در Pakistan  monument  یا بنای یادبود پاکستان تماشا کنیم .برنامه ی خوبی بود .انشاالله گزارش تصویری اونو واستون می ذارم .وقتی داشتیم برمی گشتیم صحنه ی جالبی دیدم . چون دوربین همرام بود چند تا عکس ازش انداختم . جوانی در حال نماز و رازو نیاز با خدای مهربان .

من شرحی بر آن نمی توانم داشته باشم .

 

 

+ نوشته شده توسط درویش در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 12:54 |

 چگونه معلم می تواند به والدین دانش آموز بگوید که فرزندشان دیر آموز است ؟

مطمئناً اکثر والدین از این افشاگری ناراحت  و غمگین خواهند شد ، حتّی اگر خود آنان نیز حدس زده باشند .

   قبل از این که معلّم یک چنین وظیفه ی مشکلی را به عهده بگیرد ، باید بدون هیچ شک و تردیدی نسبت به دیر آموز بودن دانش آموز کاملاً مطمئن باشد .

   بسیار خوب خواهد بود اگر معلّم برای چند لحظه با خود فکر کند و خود را به جای والدین آن دانش آموز فرض کرده ، احساسات و عواطف پدر و مادر بچّه ای که نمی تواند به خوبی دیگران درس یاد بگیرد را تجسم نماید .این معنا و اشاره که فرزند آن ها مثل سایر دانش آموزان با هوش نیست ، برای والدین بسیار مشکل تر است از این که عمل کرد ضعیف او ناشی از ناتوانی بدنی یا حتّی ناراحتی عاطفی باشد .

   در جلسه ی معلّم با والدین ، خصوصیات مثبت دانش آموز نیز مطرح شود . بر روی توانایی ورزش او و توانایی های دیگر او ، اگر با ارزش و قابل توجه است ، و هم چنین توانایی او در ایجاد ارتباط مناسب و سازگاری با دیگران تأکید کنید . به خاطر داشته باشید آن چه شما به عنوان معلم کودک انجام می دهید یا بیان می کنید ، والدین را مضطرب و ناراحت خواهد کرد . البته شما نمی توانید به طور کامل تشویش و نگرانی آن ها را از بین ببرید ؛ ولی می توانید فضا را متعادل و آرام کنید . برای برخورد والدین با شما و مدرسه ، حتی حالت پرخاش و عصبانیت آن ها را در مورد عقب ماندگی ذهنی فرزندشان و این که اگر او درسش را یاد نگرفته است ، تقصیر مدرسه است ؛ آماده باشید و توان شنیدن و پذیرش آن را داشته باشید . وقتی که شما از فرزندی انتقاد می کنید ، در واقع با سخنان خود ، به غرور و عزت نفس پدر و مادر او حمله می کنید .

   هم چنین مدیر مدرسه هم باید قبل از برگزار شدن این جلسه ، از آن با خبر باشد ؛ به دو دلیل :

اول این که تأیید کند که مثل شما ، او هم معتقد است که دانش آموز دیر آموز است .

دوم این که برای بحث و گفت و گوی بیشتر درباره ی موضوع با والدین آماده باشد . البته اگر آن ها مشتاق  و مایل باشند ؛ که احتمالاً همین طور هم خواهد بود.

منبع : کتاب (این پاسخ را بیازمایید )

مؤلفان : مارگارت . م . فیلیپس ــ مارجری کار اسمیت

مترجم : علی ایمانی

 

+ نوشته شده توسط درویش در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 و ساعت 23:48 |
عارفی بزرگوار را مهمان هایی رسید و به جوان مردی و مهمان نوازی شناخته شده بود خادم را گفت : خوان غذا آر . خادم رفت و دیر کرد . مـسـافـران در انتـظار مانـدنـد و در بعـضی از ایـشان انـکاری پـدیـد آمـد کـه نه نشانه ی فتوت و جوان مردی است پس از انتظار زیاد سفره ی غذا آوردن .

پیر ( عارف ) سبب تأخیر پرسید ؛ گفت : مولای من ،در سفره مورچه ای بود که خلاف جوان مردی دیدم آن را آزار رسانم و بر خلاف ادب بود که سفره را با مورچه برای مهمان آورم . لاجرم صبر کردم تا مورچه خود از سفره برفت آن گاه آوردم ! حاضران همه آفرین کردند .

بر گرفته از  کتاب داستان های عرفانی ( محبوبه جامعی )

+ نوشته شده توسط درویش در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 و ساعت 23:13 |
جستجوي كتاب

كتاب مورد نظر خود را جستجو كرده و آن را بخوانيد

< > قالب و كدهاي جاوا >